محمد رضا واليزاده معجزى

189

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

( تيره‌هاى : چقلوند و پيرداده و دلفان ) نيز ياغى شدند و از كدخدايان معروف بيرانوند كدخدا امان اللّه هادى و عموزاده‌اش كدخدا ابو و على بخش و عزيز اللّه خان پسر منصور خان شاهدوستى « 1 » [ نيز به آنها پيوستند ] . عزيز اللّه خان [ كه ] از به دو ورود نيروى غرب رغما لانف خوانين زينبى كه ياغى بودند از در خدمتگزارى وارد شده بود ، بعد از كشته شدن « 2 » ملكزاده خانم و پسرش صادق خان با افرادى از تيره صفر و كوسه هم‌دست شده ، عليه قواى نظامى طغيان كرد . در اواخر شهريورماه 1306 ستونى تحت فرماندهى سرهنگ دوم بلوچ از خط خرم‌آباد ، شوراب ، چشمك ، تنگ افرينه و آبسرد « 3 » مأمور تنگ افرينه بودند . قسمت مزبور توسط خوانين ياغى و كسانشان در محاصره افتادند و فرماندهان واحدهاى ستون هراندازه كوشيدند كه خود را نجات دهند ميسر نشد و مدت محاصره چهارده روز طول كشيد تا سرتيپ شاهبختى شخصا با قواى مكفى به يارى ستون شتافته آن را از محاصره نجات داد . در اين محاصره سرهنگ دوم بلوچ مجروح گرديد . قضايايى كه در بالا شرح داديم بالاخره منجر به قيام على محمد خان امير اعظم پسر ارشد نظر على خان امير اشرف گرديد . دودمان امير اعظم غضنفرى كمتر سابقه شرارت داشته‌اند و غير از امير اشرف كه چند نوبت با سالار الدوله و بعضى از حكام لرستان ياغيگرى كرده ، از اين دودمان كسى عليه دولت ياغى نشده و همه دولت‌خواه و خدمتگزار بوده و از ميان آنها مردان برجسته‌اى برخاسته‌اند كه به مناصب سرتيپى و بالاتر از آن رسيده و فرماندهى فوج محلى امرايى را به عهده داشته‌اند ، مانند فتح اللّه خان و باقر خان سرتيپ و قاسم خان ميرپنج و غيره . هدايت در تاريخ قاجاريه در چند مورد از برخوردار خان ، پدربزرگ امير اعظم ياد كرده و شجاعت او را در جنگها ستوده است . خود امير اعظم نيز از تاريخى كه قواى غرب به لرستان وارد گرديده از در خدمتگزارى و اطاعت وارد شده و بويژه نسبت به امير احمدى فرمانده قواى غرب نهايت صميميت را ابراز داشته و خدمات ارزنده به شخص وى نموده و با جانشينان امير احمدى نيز مخالفتى ابراز نداشته بود ولى در قبال اين همه اطاعت و خدمت ، پدرزنش يوسف خان امير بهادر با رأى دادگاه مقصر شناخته شده و در همدان اعدام شد ؛ دامادش غلامعلى خان امير همايون به جرم اخلال در امنيت ، در بروجرد به دار آويخته گرديد و همينطور ساير اشخاصى كه مخل امنيت شناخته شده و اعدام مىشدند يا دوستان و يا اقوام امير اعظم بودند و

--> ( 1 ) . تأكيد از نويسنده است ( ويراستار ) . ( 2 ) . اصل : كشتن . ( 3 ) . اصل : چشمك ، آبسرد ، تنگ افرينه .